ولی یه چیز هم واسه نظرسنجی پسرا بگم اونم اینه که خانومایی که میاین گزینه منت کشی رو میزنین باید بدونین که منظور از این گزینه اینه که شما منت پسرا رو بکشین هاهاهاهاهاهاها
خواستگاري در دوره هاي مختلف
یك هفته پس از خلقت آدم :
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي
گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت
جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين
دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده
برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين
عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با
مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه
اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم
برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج
كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا
نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت
براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج
داريد.البته از”ام اس ان” يا “آي سي كيو”هم مي توانيد استفاده كنيد ولي
انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو
مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست “اد” مي كنيد و با
استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول
داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد


این یک کار زنونه است.
یعنی:این کار سخت و کثیف وبی جیره و مواجب است.
با من ازدواج می کنی.
یعنی:رخت چرکهام تلنبار شده و کسی نیست بشوره یا دکمه های پیرهنم رو بدوزه.
تو که می دونی چه حافظه بدی دارم.
یعنی:من شعری رو که کلاس سوم ابتدایی خوندم از حفظم و نمره ماشینم
رو که سالها پیش فروختم از برم و…..اما تاریخ تولد تو رو یادم رفته.
من برای این کار دلیل دارم!
یعنی:بذار فکر کنم ببینم چه دلیلی می تونم برای این کارم پیدا کنم.
منظورت چیه.تو که لباس داری؟؟؟
یعنی:یادت رفته چهار سال پیش برای خودت لباس خریدی.
دلم برات تنگ شده.
یعنی:نمی تونم جورابامو پیدا کنم بچه ها گرسنه هستند و …….
ما توی کارهای خونه با هم مشارکت می کنیم.
یعنی:من ریخت و پاش میکنم اون جمع و جور می کنه.
می خوای توی درست کردن شام کمکت کنم.
یعنی:پس چی شد شام چرا رو میز آماده نیست.
زنم منو درک نم کنه.
یعنی :همه قصه ها و خاطره های منو شنیده دیگه خسته شده.
ماجراش طولانیه سر فرصت برات تعریف می کنم!!!!
یعنی:اصلا خودم هم نفهمیدم چی شد.
کمی استراحت کن خسته شدی!!
یعنی:بابا این جارو برقی رو خاموش کن می خوام فوتبال نگاه کنم.
چه جالب!!!!
یعنی:اخ که چقدر حرف می زنی.
عزیزم مادیات در عشق ما هیچ نقشی نداره!!!
یعنی:باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش کردم و کادو نخریدم.
و…………ادامه ……… ..!؟؟؟!!
نحوه دوشيدن شير ۲ گاو شما از ديدگاهاي مختلف…
سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود ميدهيد.
كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايهتان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميكند و هر دو گاو را ميگيرد.
آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را ميكشند و همديگر را ميدوشند.
ساديسم: دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي ميكنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مياندازيد.
آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نميدوشيد.
دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد و بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنوشند.
بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميكنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميكند. آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميكنند. نيوزلند راي ممتنع ميدهد.
ايده آليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. همسر شما آنها را ميدوشد.
رئاليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را ميدوشيد.
متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نميكند.
ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود ميشود.
دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايهها راي ميگيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم: دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست...
زن نگیرید اگه…..شستن ظرف و جارو کردن و نظافت رو بلد نیستید
زن نگیرید اگه…..تحمل شنیدن حرف زور رو ندارید
زن نگیرید اگه…..عاشق مسافرت های مجردی و یا اهل گردش و تفریح هستید
زن نگیرید اگه…..می خواهید زیاد عمر کنید
زن نگیرید اگه…..فکر می کنید حقوق چند هزار تومانی شما برای زندگی شما کافیه
زن نگیرید اگه…..به فکر استقلال فردی و آزادی بیان هستید
زن نگیرید اگه…..از جثه ضعیف و نحیفی بر خوردارید و به فنون رزمی آشنایی ندارید
زن نگیرید اگه…..اهل ذوق و شوق هنری هستید به دنبال یه سوز
زن نگیرید اگه…..رانندگی بلد نیستید
باور نمی کنید از زن دارها بیرسید…….
هه هه هه نه ناهار میدم نه شام فقط کادو میگیرم
شما نامردا هم که هیچ کادویی واسم نفرستادین ولی اشکال نداره بعدا جبران میکنم براتون.آوا جون کجایی عزیزم؟دیدی همه جز تو بیمعرفت بودن؟فقط آوا
استاد میگوید: هان. شما همه رقت عمل تان خوب بود ولی دقت عمل نداشتید. شما همگی انگشت اشاره را در ماتحت کردید و مکیدید ولی من انگشت اشاره را در ماتحت کردم و انگشت وسط را مکیدم.. سعی کنید بیشتر دقت کنید!
جغرافياى خانم ها
خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى.
در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .
در سن 30 تا ۳۵سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.
بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .
در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .
بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند..
در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .
بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود.
جغرافياى آقایان
از 18 تا 50 سال مثل ايران راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .
در سن50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق: با یک گذشته ی درخشان.
بعد از 65 سالگى، شبيه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند .
اولين مردماني كه توانستند از كارتهاي اعتباري تلفنهاي عمومي استفاده كنند، بدون آنكه اعتبار آن كم شود، ايرانيان بودند!
اولين مردماني كه نوشابههاي تقلبي ساختند، ايرانيان بودند!
اولين مردماني كه در اولين صادرات به كشورهاي شمالي ايران به جاي حنا، خاك رنگي فروختند، ايرانيان بودند!
اولين مردماني كه كشف كردند دروغگويي و ريا و كلكبازي براي موفقيت ضروري است، ايرانيان بودند!
اولين مردمان دنيا كه همزمان هم مايل هستند گرمشان شود و هم سردشان ايرانيان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاري، پنجرهها را هم باز ميكنند!
اولين مردماني كه در گروه كمتوسعهترين كشورهاي دنيا قرار دارند ولي ادعا و توقع برترين مردمان دنيا را دارند ، ايرانيان بودند!
اولين مردماني كه فقط به گذشته بسيار بسيار دور خود افتخار ميكنند ولي چيزي در 500 سال اخير براي دنيا نداشتهاند ، ايرانيان بودند!
? – شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش !
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش !
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش !
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !
? – چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !
? – اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه !
? – ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !
? – اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !
? – محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !
? – در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن سوت و دست او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !
? – اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !
? – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست !
ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !
?? – در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !
طرح شناسایی و جمع آوری خانه های مجردی در راستای افزایش امنیت اجتماعی
- دیلینگ دیلینگ -
کیه؟
- منم منم مادرتــون
– دروغ نگو مادر ما شهرستانه
- مجردن … بگیرینشون !!!!!!!!!!!!!!!!!!
چند تا عکس یادگاری
با یه بغض و چندتا نامه
چند تا آهنگ قدیمی
که همه دلخوشیامه
آینه ای که روبه رومه
غرق ِ تو بهت ِ یه تصویر
بارونای پشت شیشه
من و تنهایی و تقدیر
دست من نیست
نفسم از عطر تو کلافه میشه
لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه
باورم نمیشه اما این تویی که داره میره
خیره میمونم به چشمات
حتی گریم نمیگیره
چشمای مونده به راهو
شب ِ تنهایی و آه و
یه دل بی سر پناه و
من و خونه
ساعت های غرق ِ خواب و
این من ِ بی تو خراب و
یادت هرگز نمیمونه
دست من نیست نفسم
از عطر تو کلافه میشه
لحظه ای که حسی از تو به دلم اضافه میشه
باورم نمیشه اما
این تویی که داره میره
خیره میمونم به چشمات
حتی گریم نمیگیره...
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی
واسه چی منو به محبت دو روزه مهمون کردی
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم...
هر کسی کادو نده بهم یعنی خیلی آدم بیمعرفتیه.این همه اومدین وبلاگم خندیدین حالا یه کادو نمیخواین بدین؟ها؟ها؟
میدونم اولین کادو رو کی بهم میده،اما نمیتونم بگم....
منتظرما....
شوق تماشا قدغن
عشق دو ماهی قدغن
با هم و تنها قدغن
برای عشق تازه / اجازه بی اجازه
پچ پچ و نجوا قدغن
رقص سایه ها قدغن
کشف بوسه ی بی هوا
به وقت رویا قدغن
برای خواب تازه / اجازه بی اجازه
در این غربت خانگی
بگو هر چی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی
برای شعر تازه/اجازه بی اجازه
از تو نوشتن قدغن
گلایه کردن قدغن
عطر خوش زن قدغن
تو قدغن من قدغن
برای روز تازه/اجازه بی اجازه
1- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که میگفتن: من اون دختر نارنج و
ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم.
2- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن
دورشون رو خط بکشید.
3- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
4- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغری و بیبی عذرا نشست
و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد میسازن واستون.
5- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع
می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
6- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که
بله ما هم هستیم.
7- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه
پز بده که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
8- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه سرخ نشین و در برید،
در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.
9- عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشیدیه خورده به فکر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون...!
پسرها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
دخترها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
مردي كه در مقابل عشق عقل خود را از دست مي دهد عاقل ترين عاقل هاست
مرد براي كار از خانه بيرون مي رود و زن براي تماشاي او
مرد وقتي آزاد است كه زنش حداقل به اندازه سه وجب از او دور باشد
مرد متملق، يك دشمن مخفي است
مردي كه همه چيز را به زنش مي گويد تازه داماد است
مرد خوش شانس زنش را از دست مي دهد و مرد بد شانس اسبش را
معشوقه هيچ مردي زشت نيست
مرد ، كم دوست دارد ولي هميشه دوست دارد، زن زياد دوست دارد ولي گاهي دوست دارد
مرد سر دارد و زن كلاه
مرد عاقل در گريه زن چيزي جز آب نمي بيند
مرد را از نمك سفره مي توان شناخت
مردي كه زن ميگرد به سوي پشيماني ميرود
مرد و هندوانه شناختني نيستند
مرد كردار كم حرف است
مرد در يكصد سال عمر نيك نام نمي شود ولي در كمتر از يك روز بد نام ميگردد
ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو ميگم بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نميتوانيد درست راه برويد!
اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر نميباشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كردهايد!
حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسهي مارگيري شباهت دارد به تن کنيد. هر چه تنگتر، اندام ضايع شما زيباتر!
روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا ميکند. هر چند که شما با پوشيدن يک کفش پاشنهدار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد!
هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه ميرويد لغات عاشقانه بسياري را ميشنويد و مسلما حال ميکنيد!
به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين آموزش معذورم...
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم
تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي !!!
فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي !!!
من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي!!!
من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي !!!
من دوست دختر دارم ! يعني : خيلي زشتي !!!
تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني : خيلي زشتي !!!
من الان توجهم به کارمه ! يعني خيلي زشتي !!!
من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني خيلي زشتي !!!
بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم ! يعني بطور وحشتناکي زشتي !!!!!!!!!!!!!!!!
سؤال های بی جواب
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
در جشن تولد شمع ها چه باید روشن کرد؟
خدا ناشناس
خبر داری ای شیخ دانا که من
خدا ناشناسم خدا ناشناس
نه سر بسته گویم در این ره سخن
نه از چوب تکفیر دارم هراس
زدم چون قدم از عدم در وجود
خدایت برم اعتباری نداشت
خدای تو ننگین و آلوده بود
پرستیدنش افتخاری نداشت
خدایی بدینسان اسیر نیاز
که بر طاعت چون تویی بسته چشم
خدایی که بهر دو رکعت نماز
گراید به رحم و گراید به خشم
خدایی که جز در زبان عرب
بدیگر زبانی نفهمد کلام
خدایی که ناگه شود در غضب
بسوزد به کین خرمن خاص و عام
خدایی چنان خود سرو بوالهوس
که قهرش کند بی گناهان تباه
به پاداش خشنودی یک مگس
ز دوزخ رهاند تنی پر گناه
خدایی که با شهپر جبرئیل
کند شهری آباد را زیر و رو
خدایی که در کام دریای نیل
برد لشکر بی کرانی فرو
خدایی که بی مزد مدح و ثنا
نگردد به کار کسی چاره ساز
خدا نیست بیچاره ورنه چرا
به مدح و ثنای تو دارد نیاز؟
خدای تو گه رام و گه سرکش است
چو دیوی که اش باید افسون کنند
دل او به دلال بازی خوش است
وگرنه شفاعتگران چون کنند؟
خدای تو با وصف غلمان و حور
دل بندگان را بدست آورد
به مکر و فریب و به تهدید و زور
به زیر نگین هرچه هست آورد
خدای تو مانند خان مغول
به تهدید چون بر کشد تیغ حکم
ز تهدید آن کار فرمای کل
بمانند کروبیان صمَ و بَکم
چو دریای قهرش در آید به موج
نداند گنه کاره از بی گناه
به دوزخ درون افکند فوج فوج
مسلمان و کافر،سفید و سیاه
خدای تو اندر حصار ریا
نهان گشته،کز کس نبیند گزند
کسی دم زند به چون و چرا
به تکفیر گردد چماقش بلند
خدای تو با خیل کروبیان
به عرش اندرون بزمکی ساخته
چو شاهی که از کار خلق جهان
به کار حرمخانه پرداخته
نهان گشته در خلوتی تو به تو
به درگاه او جز تو را راه نیست
تویی محرم او که از کار ما
کسی در جهان جز تو آگاه نیست
تو زاهد بدینسان خدایی بناز
که مخلوق طبع کج اندیش توست
اسیر نیاز است و پا بست آز
خدایی چنین لایق ریش توست
نه پنهان نه سر بسته گویم سخن
خدا نیست این جانور اژدهاست
مرنج از من ای شیخ دانا که من
خدا ناشناسم اگر <<این>>خداست
یوهاهاهاهاهاهاها
گله ميکرد ز مجنون ليلي
که شده رابطه مان ايميلي
حيف از آن رابطه ي انساني
که چنين شد که خودت ميداني
عشق وقتي بشود داتکامي
حاصلش نيست بجز ناکامي
نازنين خورده مگر گرگ ترا
برده يا دات نت و دات ارگ ترا
بهرت ايميل زدم پيشترک
جاي سابجکت نوشتم به درک
به درک گر دل من غمگين است
به درک گر غم من سنگين است
به درک رابطه گر خورده ترک
قطع آنهم به جهنم به درک
آنقدر دلخور از اين ايميلم
که به اين رابطه هم بي ميلم
مرگ ليلي نت و مت را ول کن
همه را جاي OK کنسل کن
OFFکن کامپيوتر را جانم
يار من باش و ببين من ON ام
اگرت حرفي و پيغامي هست
روي کاغذ بنويسش با دست
نامه يک حالت ديگر دارد
خط تو لطف مکرر دارد
خسته از font و ز format شده ام
دلخور از گِردِلي @ (ات) شده ام …............
کرد ريپلاي به ليلي مجنون
که دلم هست از اين سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد
هرچه گفتي که بکن خواهم کرد
زودتر پيش تو خواهم آمد
هي مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتي تو عزيزم ليلي
ديگر از من نرسد ايميلي
نامه اي پست نمودم بهرت
به اميدي که سرآيد قهرت
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش
کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم .
به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده
شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده
سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه .
خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون
راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین
تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می
دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو
سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق
کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور
نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ،
مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ،
جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ
، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق
وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار
پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر
یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش
که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می
کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می
کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب
اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.
"هدف ما جلب رضایت شماست"
این
شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره
صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با
هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان
جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده
می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه
قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از
سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا
تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو
باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می
ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند
می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های
شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل
شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم
دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره
سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر
چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و
از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره
دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه .
دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه .
مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می
گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا
پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می
بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست
نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که
عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ،
شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها"
می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی
گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که
می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش
از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ،
بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو
عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ،
ولشون می کنم
...
نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟
ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن
امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین


